تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور
کلمه "سلام " ا زکجا امده  چه معناهایی دارد و در فرهنگهای مختلف (فرهنگ لغت ) در باره این کلمه چه نوشته اند ...به  بهترین و کامل ترین جواب جایزه می دهم  .فرصت زیادی ندارید فقط تا دوشنبه .

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 2:20 |
نه ِ دنیای قشنگی نیست .حالا می توانم مجسم کنم که انها اول باور نکرده اند .دانشجویانی که توی کلاس بوده اند یا توی سالن کنفرانس خیال کرده اند شوخی است از ان بازی ها که در گیم ها هست ..اما اولین تیر که در رفته ...دهانهای باز چشمان وحشت زده و چهره مصمصم دانشجوی کره ای ...این جا واقعا چه چیزی جدی و چه چیزی شوخی است ؟صبح تا غروب کانالهای تلویزیون ادمها را وامی دارند تا برای کنترل کلسترول و قند خون و...راهی ازمایشگاهها شوند ولی در سراسر این قاره هرادمی می تواند راحت اسلحه بخرد هرکسی می تواند راحت با این اسلحه هر کجا که می خواهد برود ..دقیق امار می دهند در چه ساعتی چند گلوله و از چه زاویه ای شلیک شده اما پلیس می ایستدد و پشت درختها سنگر میگیرد و به صدای رگبار تیر گوش می دهد حتی فکر نمی کند که در را بشکند و وارد ساختمان شود ...نه دنیای قشنگی نیست .و چه کینه ای باید در دل دانشجوی کره ای خانه کرده باشد که این جور بی تفاوت هم کلاسی هایش را به گلوله ببندد .خیال میکنم سینما و گیم های بازی قباحت کشت و کشتار را از بین برده اند .
+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 2:8 |
گاهی وقتها فکر میکنم مسئولین کشور مردم را به اسیری گرفته اند اما به قول معروف اسیر داریم تا اسیر ...واقعیت این است که من نفهمیدم چرا ملوانان انگلیسی دستگیر شدند و لی از ازادیشان خوشحال شدم اما ان استقبال و این بدرقه باهم نمی خواند ...شنیدم که کت و شلوار اهدایی را توی هواپیما در اورده اند و لباس خودشان را پوشیده اند تمام این مدت هم تلویزیون انها را نشان میدهد...دیشب سی ان ان تا دیروقت برنامه داشت و با روانشناس و گروگانهای سابق امریکایی و یکی از ملوانها مصاحبه میکرد ...خوب  از همه این بازی ها  چه چیزی نصیب مردم می شود  ؟ اقای احمدی نژاد شما گاهی به زندان اوین رفته اید شما این نو جوانی را که در شانزده سالگی دستگیر شده و به زندان افتاده و حالا قرار است اعدام شود  دیده اید ؟چه امکانات اموزشی و تربیتی فراهم کرده اید تا بچه های این مملکت دست به خشونت نزنند ایا جلوی ترویج خشونت و مرگ طلبی را گرفته اید ....وهزار سئوال دیگر...به هرحال همیشه فکر میکنم ما را به اسیری اورده اند انهم در کشور خودمان و همه این  بدبختی هابه خاطر این است که ما خواسته های زمینی امان را انکار می کنم

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 19:30 |
هوا دارد  آرام آرام گرم می شود ...شهر باز می شود مثل یک غنچه گل سرخ ...حالا می توانی کتابخانه ها را ببینی و امکانات ورزشی فراوانی که هست و زنان ومردانی که  همپای سپیده  بلند می شوند ومی دوند با ساقهای بلند و زیبایی که فقط مارسل پروست می تواند ان را به تصویر در آورد .یادتان می اید ؟ در سایه  دوشیزگان شکوفا... کتاب سوم یا چهارم مارسل پروست ترجمه اقای سحابی... چه نقاشی زیبایی دارد از دخترانی که کنار ساحل می دوند و بازی میکنند ؟

داستانی از علی خدایی خواندم قرار است در یک جلسه ادبی نقد شود داستان زیبای " ازمیان شیشه  از میان مه ."...چه فضایی ساخته علی خدایی ....

گفتم فیلم ۳۰۰ نمی روم چونکه با شعار کاری از پیش نمی رود من که درست حسابی تاریخ کشورم را نمی دانم چطور به دیگران معتر ض شوم  .آقای صفار هرندی تنها وزیری نیست که تاریخ نمی داند و نمی گذارد که کسی از تاریخ این دیار سر آورد وزرای دوران شاهنشاهی هم تاریخ را به سود خویشان و نزدیکان خویش مثله میکردند ...این  است که مغول ها در یک جمله خلاصه می شوند   ...آمدند و کشتند و بردند....و کمتر کسی می داند اصل داستان چه بوده و چرا قومی که ابتدا  به قصد تجارت و بازرگانی می اید ...در پایان دست به  غارت و کشتار می زند ...

این جا در این شهر کوچک بچه های دبستانی هم تاریخ می خوانند و از ابتدا یاد میگیرند که شهرشان چطور بنا شده و چه کسانی در ابادانی ان دست داشته اند همین دیروز بود که پسرم امد و گفت مامان می دانی این شهر را چه کسی بنا کرده و بعد گفت راجر ویلیام مردی که از انگلستان و از دست خشونت و بنیاد گرایی مذهبی گریخته ...

خجالت کشیدم از خودم و ازتمام عمرم که می خواستم کاری کنم و نکردم حتی نتوانستم کاری کنم که پسرم تاریخ کشور خودش را بی واسطه و بی دورغ بخواند ...آقای  صفار هرندی شما هم چنان به دورغ ادامه می دهید به دروغ وبی دانشی و بی خبری از تاریخ نیاکان مغروقمان .( نیاکان مغروق را اقای قائد اولین بار در همین مقاله اخیرش بکار برده و من از ایشان به خاطر این ترکیب زیبا ممنونم)

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 21:21 |