تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور
دلم نمی خواهد این اختاپوس تا اینجا گریبان مرا بگیرد و رها نکند ...اماخبرها دائم می رسد و من با صدای هر  زنگی از جا می پرم ..کاری جز گفتن از دستم بر نمی اید اما تا دور خودم بچرخم و بچرخم و مثل همیشه ندانم از کجا خورده ام این گفتن هم تاثیرش را از دست می دهد دیروز با یکی از مسئولان دانشگاه حرف زد م می خواستم چیزی بنویسم در باره دانشجویان ایرانی که به هر بهانه شلاق می خورند گفت تابستان است و کلاسها تعطیل ...

یعنی همه این خبرها راست است ؟ واقعا تصویر زن اعدام شده را نشان داده اند ان هم جان کندنش را ؟این ادمها که مردم را تشویق به خشونت میکنند ازچه مهربانی و رئوفتی حرف می زنند ؟ایا حاضرند روزی روزگاری فرزندان انها تاوان حماقت و جهالت و شیادی انها را بدهد فکر میکنند دنیا همیشه همین جور می ماند همیشه در قدرت باقی می مانند همیشه می توانند مردم را به سیخ بکشند ...ای وای یادم امد به ان مطلبی که درست دوشب قبل از انتخابات نوشته بود م مردمی که با سرنوشت خودش شوخی میکند اخر و عاقبتش همین می شود که هست .

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 0:3 |
نتوانستم مطلبی بنویسم .ان هم در باره سمین دانشور .دوستی از تهران زنگ زد و گفت که سیمین خانم حالش خوب نیست .شماره تلفن خانه سمین را گرفتم و تقلا کردم که از ان طرف سیم صدایی بنشنوم . نشد. تلفن یک بند مشغول بود یا جواب نمی داد .تا امروز که عکسش را در اینترنت دیدم راهی همان راهی است که همه می رویم .قبلا در نافه در باره او نوشته ام .حالا دست و دلم نمی رود .همین که این شهامت را داشت که خاطرات خودش و جلال را چاپ کند کافی است تا ستایش همه ادمهای ضد سانسور را نصیب خود کند .اخرین بار که دیدمش داشت همین نامه ها را برای چاپ اماده می کرد چند تایی از انها را نشانم داد زیر بعضی از خطوط خط کشیده شده بود گفت این ها را نمی خواهم چا پ کنم همه اش از عرق خوری جلال است گفتم واقعا می خواهید این ها را سانسور کنید خندید..بعد که کتاب ها را خواندم دیدم که بیشتر ان خط ها خط خورده است .

واقعیت این است .شهرزاد برای اینکه زنده بماند اتاق خوابش را تبدیل به اتاق کارش کرد و سالیان سال بعد سمین دانشور به ضرورت زمانه اتاق کارش را از اتاق خوابش جدا کرد .تا ان زمان اتاق کار برای زن قصه گو معنایی نداشت .ارایشگران - خیاطان هر کدام برای خود اتاق کاری داشتند و زن قصه گو انقدر به حساب نمی امد و قصه گویی حرفه ای نبود که محلی برای ان درنظرگرفته شود .سمین دانشور قصه گویی را در قد و قواره یک حرفه به جامعه ما نشان داد
+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 10:1 |