تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور - ساکرومنتو
همین حالارسیدم ساعت دوزاده شب است دیروز رفتم شهر ساکرومنتو  یک ساعت ونیم با هواپیما ست  بعد از ظهر جلسه ای داشتم در کتابخانه شهر دعوت از طرف بخش زبان فارسی بود ایرانیان مشتاق وطن وزبان مادری را دیدم از دیدار همه انها خوشحال شدم .به مرور درباره جلسه حرف می زنم  کمی خسته ام و کارهای مانده روی دستم زیاد است .پدر و پسر خوابند  ارام ارام دارند به این سفرهای کاری من عادت میکنند .رفتم پسرم را در خواب بوسیدم بعد نشستم  پشت کامپیو تر جهارشنبه کلاسی در باره ادبیات مدرن فارسی هست که باید خودم را اماده کنم یکی از استادان دانشگاه  از من دعوت کرده تا به دانشجویان امریکایی چهره دیگری از ایران را نشان بدهم چهره زیبای هنر وادبیات بدون غوغای  انرژی هسته و حرفهای مفت جنگ طلبانه .
+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 10:37 |