تصویر دوم تصویر فرماندار نیویورک است که ایستاده در مقابل دوربین خبرنگاران و شبکه های تلویزیونی از رابطه اش با یک تن فروش مکزیکی حرف می زند و از مردم عذر می خواهد .
هردو تا همین دیروز از اخلاق اخلاق گفته اند و از مبارزه با فساد .ان یکی افتابه به گردن گناهکاران انداخته و جوانانی راکه که زمانه انقلاب به جوانی رسیده اند به سیخ کشیده و ان دیگری در وال استریت کلاه برداران را به زندان می انداخت .
گناه دومی درمقابل اولی هیچ است اما او درکشوری زندگی میکند که به مردم حرمت میگذارند و رسانه ها در ماندگاری این وان در قدرت از هر قدرت مندی قدرتمند ترند .
امروز درتمام امریکا همه می دانند که فرماندار نیویورک چه کرده چه طور دستگیر شده و حتی زندگی طرف مقابلش هم احتما لا به زودی فیلم و کتاب خواهد شد .
اما هیچ کس به قول اقای قائد درسرزمین اریایی اسلامی ما نمی داند سردار کی بوده کی هست و کی خواهد بود و ان شش دخترنگون بخت چطور حاضر شده اند تن به فلاکت بدهند
در سرزمین ما بوی گند ابرو سرانجام همه را خفه خواهد کرد.

