سینما هم چنان وامدار ادبیات است .
از فیلم vantage point حرف می زنم .با غلامرضا به دیدن این فیلم رفتیم پسرم می داند که من فیلم بزن بزن دوست ندارم خیلی با احتیاط به من گفت مامان قول میدم خوشت نیاد .فیلم که تمام شد ازش تشکر کردم .
.داستان اصلی فیلم تکراری است اما شیوه پرداخت کار غوغا ست .یک واقعه از دید هشت نفر به تصویر کشیده می شود ( همان راویان متفاوت دررمانها ) .سرعت دوربین تشویش التهاب و بیقراری را به تو منتقل میکند .شیوه استفاده از ابزار به کمک داستان می اید تا تو پا به پای هشت نفری که داستان از نگاه انها دیده می شود بروی و سرانجام اخرین نفری باشی که شهادت می دهی .زیبایی این فیلم ساختار ان و شرکت مستقبم تماشاگر در فیلم است (بازنویسی متن توسط خواننده در داستان یا حذف مولف ).خیلی وقت بود فیلمی به این خوش ساختی ندیده بودم .راستش یادم به وقتی افتاد که کتاب سرگذشت یک مرگ را می خواندم یا داستان یک مرگ از پیش اعلام شده مارکز .ساخت آن داستان مثل الماس بود .صیقل یافته و خوش تراش .و این فیلم ...بسیار بسیارخوش ساخت و دیدنی است .تنها فیلمی است که این اواخر دیده ام ودلم می خواهد آن رادوباره ببینم .

