تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور - دروازه خورشید
این کتاب الیاس خوری است دروازه خورشید

وقتی جلسه تمام شد نوبت به امضا کتاب رسید  هنوز از روی صندلی اش بلند نشده بود که رفتم و به خاطر حرفهایی که زده بود ازش تشکر کردم نه فقط به خاطر انچه که گفت بلکه به خاطر ارامشی که داشت هنگام حرف زدن و شیطنتی که بکار می برد و خنده ای که برلبان مردم می نشاند فقط یک جاعصبانی شد    انهم وقتی  بود که یهو شوا  گفت که تو دروغ میگویی اول ارام گفت که تو حق نداری به من بگویی دروغگو  ولی بعد کنترل خودش را از دست داد و داد زد که شما باید از این سرزمین بیرون بروید .هوله سونیکا یا سونیجا وسط انها نشسته بود و به شوخی ساعت مچی را که کنارش گذاشته بود به انها نشان داد و گفت من فقط وقت نگه دارم کاردیگری نمیکنم انوقت به یهوشوا گفت که تو پانزده دقیقه وقت داری که حرف بزنی

.یهو شوا خیلی عصبی و هیچان زده بود اما تحلیل سیاسی جالبی داشت میگفت همه جنگها تمام شده همه غوغاها به پایان رسیده و فقط مسئله اسرائیل و فلسطین است که هنوز به سرانجامی نرسیده و هیچ کس هم کمک نمیکند که سرانجامی بگیرد .اعتقاد داشت که یک ایالت به نام ایالت فلسطین بایدتشکیل شود  و ارتش غیر دولتی باید خلع سلاح شود و اسرائیل به رسمیت شناخته شود و نیزمعتقد بود که درچنگ ۱۹۶۷ اسرائیل اشتباه کرده و باید سرزمین های اشعالی را پس بدهد همان طور که با مصر و با اردن روابط دوستانه دارد با دیگر کشورها ی  عربی هم روابط دوستانه بر قرار کند .میگفت امریکا و کشورهای بزرگ باید دست به دست هم بدهند و این مسئله راحل کنند .یهو شوا  به ایرانهم اشاره کرد و اینکه کشوری بسیار قدرتمند است و ریئس جمهورش گفته که اسرائیل باید نابود شود .یهو شوا گفت ما در محاصره کشورهای عربی هستیم و درتیررس جمهوری اسلامی که دارد هسته ای می شود ..

 بهو شوا بیشتر سیاسی حرف زد اما الیاس کوری از ابتدای حرفهایش گفت که من یک نویسنده هستم و از نگاه یک نویسنده به جریان نگاه میکنم ونماینده هیچ کس هم نیستم جزخودم .

ادامه دارد

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:58 |