تبليغاتX
يادداشت‌های منیرو روانی‌پور - مایکل‌فلیپ و هادی‌ساعی

مایکل‌فلیپ بعد از المپیک با هشت مدال طلا به وطن برگشت.
مایکل‌فلیپ فعلاً دارد این پیشنهادها را بررسی می‌کند:
۱- تهیه‌کنندگان هالیوود برای داستانی از زندگی او سرو دست می‌شکنند و حاضرند تمام شرایط این شناگر را قبول کنند.
۲- تمام ناشران امریکایی در ازای چاپ زندگی‌نامه او حاضرند هر قراردادی را که او بخواهد امضا کنند.
۳- تمام کانال‌های تلویزیونی از او خواسته‌اند برای یک سریال تلویزیونی یا فیلم با آنها قرارداد ببندد.
۴- در تمام دانشگاها به روی مبارک ایشان باز است و چرخه آموزشی کشور آمریکا تمام امکاناتش را در اختیار او می‌گذارد تا هر چه می‌خواهد بخواهد و در ضمن جوانان و نوجوانان را آموزش دهد و مربیانی بپروراند.
۵- میليون‌ها شرکت تبلیغاتی حاضرند در ازای هر دقیقه - سیصد یا پانصد هزار دلار- تصویری از ایشان در کنار کالاهای خود داشته باشند...
۶-۷-۸ و...
این پیشنهادها نه از طرف دمکرات‌هاست، نه از طرف محافظه‌کاران. از طرف مردمی است که در این کشور زندگی می‌کنند و بر مال و جان خود حاکمند.
و حالا دلم می‌خواهد بپرسم وقتی آن لشکر منهزم برگشت چه استقبالی از آقای ساعی شد؟
می‌خواهم ببینم بلاخره این قهرمان که مثل همه قهرمان‌های تاریخ کشور ما خودش خودش را تربیت کرده می‌تواند یک گروه پنج شش نفری راه بیندازد و به آنها آموزش دهد؟ می‌تواند؟ کسی نمی‌گوید راست است یا چپ است. نگذارید گنده شود؟ کاری به خورد و خوراک وضعیت درمانی و خانه و زندگی او ندارم.

+  4 Sep 2008ساعت 8:1 PM   منیرو روانی‌پور   |