تبليغاتX
يادداشت‌های منیرو روانی‌پور - مجموعه دروغ‌ها

برای ما که رفته بودیم تا گل‌شیفته را ببینیم فیلم دو قسمت بود؛ با گل‌شیفته و بدون گل‌شیفته.
بیست‌دقیقه‌ای از حضور دی‌کاپریو می‌گذرد که گذارش به بیمارستانی می‌افتد که به قول خودش بیمارستان واقعی نیست... پرستار پدری ایرانی دارد و مامور جوان سیا از  لهجه او می‌فهمد که ایرانی است. یعنی او پیش از این‌ها هم با ایرانی‌ها مراوده داشته است.
نه، هیچ‌کس نمی‌تواند به خاورمیانه برود و  ایران را نادیده بگیرد.
و ایرانی‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند:
۱- کسانی که راه برای تروریست‌ها باز می‌کنند و به آن‌ها اسلحه می‌دهند.
۲- کسانی که از اوضاع و احوال خاورمیانه ناراضی‌اند و امریکا را مقصر می‌دانند اما دلشان می‌خواهد در امریکا زندگی کنند (خواهر عایشه)
۳- و نسل جوانی که مهربان، زیبا، متین و کاری است و حتی اگر مامور سیا باشی  می‌توانی با او رابطه‌ای عاطفی برقرار کنی. می‌توانی بر سر میزی بنشینی و حرف بزنی.
در آخرین صحنه دی‌کاپریو استعفا داده از سیا می‌رود بازار روبه‌روی درمانگاهی که عایشه در آن کار می‌کند و عایشه را از دور می‌بیند که این‌بار سبز پوشیده نگاه می‌کند جعبه‌ای بر می‌دارد تا برای او شیرینی بخرد.
رئیس‌اش به او گفته است اشتباه نکن، به هیچ‌کس نمی‌توانی اعتماد کنی همه دروغ می‌گویند اما امریکایی جدا شده ازسیا می‌خواهد برود دنبال این دخترک ایرانی و در میدل‌ایست بماند.
آری با عشق می‌توانی بمانی ولی با جنگ نه...
خیال می‌کنم بخش‌هایی از فیلم حذف شده. کار می‌توانست قشنگ‌تر باشد.  فیلم‌نامه منسجم نیست یک رابطه عاطفی جا نیفتاده در این فیلم کمی برای تماشاگری که فیلم اکشن را دوست ندارد کار را مشکل  می‌کند.
خیال می‌کنم کادر سازنده فیلم - مراعات هنرپیشه ایرانی را کرده است که باید به وطن برگردد. خیال می‌کنم اختاپوس هزار پای سانسور دست و پای کادر امریکایی فیلم را هم گرفته است. خیال می‌کنم گل‌شیفته گفته نه... می‌ترسم  این‌جوری نمی‌توانم ...
به هرحال همه این‌ها می‌تواند خیال کسی باشد که سال‌ها در میان بایدها و نبایدهای فرهنگی زندگی کرده است. اما هالیوود تن به سانسور نمی‌دهد- می‌دهد؟ سانسور آن‌ها با ما فرق می‌کند. هر چه به  گیشه لطمه بزند از دور خارج می‌شود. نگاه کنید به صحنه شکنجه دی‌کاپریو که قساوت  کهن‌باوران را نشان می‌دهد اما از وحشت از دست دادن تماشاگران مسلمان کارگردان کار را به بحث می‌کشاند که چه مکتوب است و چه نامکتوب؟ صحنه تکان‌دهنده و رئالی است وقتی مرد با چکش جواب دی‌کاپریور می‌دهد.
زبان گل‌شیفته در این فیلم خوب است اما:
به مصاحبه‌های او که نگاه می‌کنی می‌بینی مسلط نیست و لهجه دارد و این عملاً کارش را محدود می‌کند. گل‌شیفته از همین حالا می‌رود در لیست انتظار تا داستانی درباره خاورمیانه و یا مهاجران نوشته شود و صدایش بزنند.
دخترک ریسک بسیار بزرگی کرده است چرا که شنا در میان طوفان و آن‌هم در اقیانوس آسان نیست.
فقط با یک مثال شاید بتوانم مقصودم را بیان کنم. کارگردانی نه‌چندان مشهور برای دو دقیقه فیلم نیاز به هنرپیشه زنی داشت با مشخصات معین و وقتی این مشخصات را اعلام کرد از سراسر قاره امریکا سی هزار زن با همان مشخصات برای بازی اعلام آمادگی کردند...
خیلی‌ها خیال می‌کنند تا وارد امریکا شدی باید ناگهان بروی توی بوق... داستانکی  این‌جا دهان به دهان می‌گردد. بخصوص بین مهاجران. می‌گویند وارد فرودگاه که می‌شوی یک  طناب به تو می‌دهند تو با این طناب می‌توانی دو کار انجام دهی یا خودت را دار بزنی یا از آن بالا بروی.
فکر می‌کنم گل‌شیفته اگر شیفته گذشته خودش نباشد و نیز آن‌را هم دور نیاندازد می‌تواند از این طناب بالا برود...

+  13 Oct 2008ساعت 8:17 PM   منیرو روانی‌پور   |