قصه شب بلند را در جمع گلشيري خواندم .كسي خوشش نيامد .بخصوص آذر نفيسي مخالف قصه بود .ميگويد فضا سرسري است و عروسي عروسي نيست .خانم گلشيري قصه را دوست داشت ومتاسف شد .
حرفهاي خانم گلشيري :
1-خواب -----خواب همه چيز را لو مي دهد
2-ازفضا استفاده بيشتري بشود
3-روي نثر كار شود
4-جفت شدن دو صداي ضجه كه كمي بايد بين شب و صبح بماند
5-آثار چادر شب و خون مسخره است
6-تا زانويش مي رسيد اغراق است .
7-اين توصيفها سر سري است :پرندگان غم گرفته بودند ،ضجه اي سياهي را بريد ؛ باد هجوم مي آورد
آذر نفيسي
بچه به هرحال از عروسي خوشش مي آيد –شرح زيبايي عروسي از نظر بچه .
عروسي ، عروسي نيست .
با اينكه اين مرد ابراهيم پلنگ نفرت انگيز است اما اين داستان خوبي نيست .
+ نوشته شده توسط منیرو روانیپور در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت
12:57 |
