تبليغاتX
یادداشت‌های منیرو روانی‌پور - برگی از دفتر خاطرات

قصه شب بلند را در جمع گلشيري خواندم .كسي خوشش نيامد .بخصوص آذر نفيسي مخالف قصه بود .ميگويد فضا سرسري است و عروسي عروسي نيست .خانم گلشيري قصه را دوست داشت ومتاسف شد .

حرفهاي خانم گلشيري :

1-خواب -----خواب همه چيز را لو مي دهد

2-ازفضا استفاده بيشتري بشود

3-روي نثر كار شود

4-جفت شدن دو صداي ضجه كه كمي بايد بين شب و صبح بماند

5-آثار چادر شب و خون مسخره است

6-تا زانويش مي رسيد اغراق است .

7-اين توصيفها سر سري است :پرندگان غم گرفته بودند ،ضجه اي سياهي را بريد ؛ باد هجوم مي آورد

آذر نفيسي

بچه به هرحال از عروسي خوشش مي آيد –شرح زيبايي عروسي از نظر بچه .

عروسي ، عروسي نيست .

با اينكه اين مرد ابراهيم پلنگ نفرت انگيز است اما اين داستان خوبي نيست .

17 شهريور 63

+ نوشته شده توسط منیرو روانی‌پور در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 12:57 |