شلوغی
و
آشفته ای
وخیس
از دریا که می آمدی
آب موج بر می داشت :
"نرو"
فریاد کشیدی :
"سلام
گوش ماهی نمی خواین ؟"
و انعکاس سئوالت
عظمت دریا بود
جاده بی انتها
گسترده بر بوی خام نمک
وضخم وحشی ساحل
پای برهنه
و
غوغا
حالا
بایست و برقص
بی غم چکیدن زمان
از سرانگشتان غول شولاپوش
آفتاب
بالبخند هزار ساله
از پشت بادبان
چشمک خواهد زد
بایست و برقص
خیس
و
آشفته
و
شلوغ
وشروه را
به ساکنان بد دریا
واگذار
۷۲/۱۲/۳۰

