تازه خانه ای گرفته ایم نزدیک دانشگاه و امروز هم رفتیم تا واکسنهای غلامرضا را بزنند .مدرسه اش معلوم شده و لی باید اول کلاس زبان بخواند .حرفهای زیادی برای گفتن هست اما هنوز در گیر خانه و مدرسه و ...هستم خانه امان تلفن ندارد و باید یک خط اینترنت در خانه بخریم تا بتوانم مرتب بنویسم وگرنه باید منتظر بمانم تا کارها ردیف شود و برنامه ام منظم ....متاسفم که نتوانسته ام هنوز برای سرباز سیاه کوچو.لو کاری کنم ...فعلا تا شش ماه نمی توانم هیچ جلسه سخنرانی یا گفت و شنودی داشته باشم ...بنابراین امضا کتاب غیر ممکن است و ....حرفی که به سرباز سیاه کوچولو زدم یک خوش خیالی محض بود ......امیدوارم بتواند راه حلی برای خودش پیداکند ..
+ نوشته شده توسط منیرو روانیپور در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت
21:21 |

