حالا توی دانشگاه نوادا هستم و کامپیوترم درست شده فونت فارسی دارم .مقاله ای را تمام کردم که باید ترجمه شود و بعد چاپ.اینجا که می ایم مقاله می نویسم توی خانه داستان و.
امیدوارم که روال کارم عادی شود تا بتواند حداقل هفته ای یک بار به کامنتها جواب بدهم .تا حالا که مشغول درست کردن خانه و پیداکردن تیرو تخته بوده ایم .دیروز دوستی - نویسنده جوان - لطف کرد و از ایران به من زنگ زد -از ت ممنون که به فکر من بودی فراموش نکن که انچه می ماند کار ماست و تو توی این وضعیت باید کار کنی و بگذاری کنار به هرحال گاهی تاریخ در بعضی از کشورها تکرار می شود این دوره شاید تکرار صد در صد دهه شصت نباشد اما برای نویسندگان جوانی که عادت داشتند فورا کارشان چا پ شود سختی هایی به دنبال خواهد داشت .

