می دانی ریچارد من ایران که بودم خیال میکردم امریکایی ها خیلی کتاب می خوانند
چهره اش درهم می شود و با نفرت سر تکان میدهد
مسخره است اصلا این طورنیست حتی دیگر برای فیلم هم دنبال کتاب و قصه نمیگردند میدانی تصویر همه چیز را بلعیده حتی خلوت ادمها را
پس این همه کتاب پر فروش ...
اوه ...اگر بدانی من چند تا دوست نویسند ه دارم که هیچ کدامشان مشهور نیستند و تیراژ کتابهایشان سه هزار و چهار هزار تاست و دوستان مشهوری هم دارم که تیراژ کتابهایشان سر به جهنم می زند اما اصلا قویترا ر دوستان دیگرم نیستند
پس چه چیز تیراژ یک کتاب را می برد بالا
خیلی چیزها آژانسی که باهات کار میکند ....موضوع کتاب که حتما باید معاصر باشد و...
اصلا میدونی اینجا کتاب جدی خیلی طرفدارندارد خواننده های کتاب جدی و خوب خیلی کمند ...
تیراز کتابهای خودت چند تا ست ؟
پنج هزار سه هزار
ولی تو برنده جایزه ادبی فاکنر هستی
چه کسی به این چیزا اهمیت میده ؟
یعنی توبا داستان نو یسی نمی توانی زندگی کنی
نه می بینی که می ام دانشگاه و کار میکنم .
اما به هرحال کارت مربوط می شه به نوشتن .
اما ترجیح میدم تو خونه بمونم و کار کنم .
تو کشور من نویسنده هایی مثل من تو دانشگاه که نه تو دبستان هم راهشون نمیدن
خوب اینجا امریکاست و نمی تونی مقایسه کنی.
نه نمیکنم شما راست راست راه می رید و هرچه دلتان خواست میگید و بعد هم تو دانشگاه استخدام می شید ...
مگر باید غیر از این باشه؟
خیلی جاها غیر از اینه .
خوب گفتم که شرق با غرب خیلی فرق داره .
میدونی تا حالا نویسنده امریکایی ندیدم که ضد جنگ نباشه
ا
مگه تو ایران نویسنده طرفدارجنگ هم هست ؟
خوب بله انجا بعضی ها جنگ را معنی میکنند یا اسم بخصوصی بهش میدن مثلاجنگ مقدرس
اوه هیچ جنگی مقدس نیست چنگ فقط نفرت انگیزه
نمی خواستم بریم سراغ جنگ بگو ببینم با ناشرات چطور تا میکنی ؟
هیچ وقت قرارداد پیشا پیش نمی بندم ادم اسیر می شه از این کار متنفرم.
ببینم نویسنده های امریکا یی از ناشرراضی اند یا نه
ببین نشر یک کار تجاری است خوب ساختن پول جرم نیست بنابراین ما حق میدیم به ناشرکه کمی دنبال مارکتینگ هم باشه
تو دلخوری نداری از ناشرت ؟
خوب داشته باشم ناشرمو عوض میکنم
اما پیدا کردن ناشر خیلی سخته ؟
اره همیشه سخته
گاهی یک کتاب را باید برای سه چهار ناشر بفرستی تا یکی جواب بده
زود جواب میده
اگر بشناسن تورا خوب فر ق میکنه
پول خوبی میدن مقصودم قرارداده
گاهی وقتها
من دیدم تونی ماریسون هم که برنده جایزه نوبله خودش کتابش را چاپ کرده .
جدی میگی ؟
بله
من ندیدم
خوب دیگه از یه رمان چی می خوای ؟
زبان ...زبان یک رمان برام خیلی مهمه وقتی یک داستان می خونم که زبانش بده احساس میکنم کسی منو سرکار گذاشته ..از خودم بدم می اد که اون کتاب خوندم .

