هوو....
هوو....
باد ؛ باد مي آيد
بالا دست رودخانه
در کوچه پس کوچه هاي
متروک
لابلاي خاک ريزه ها
درهاي بسته را باز ميکند .
دختران گستاخ
بيرون ...بيرون
کنار رودخانه
بالا دست رودخانه
کهن باوران
پرسه مي زنند :
دخترها به صف
به صف کنار رودخانه
امروز درس عملي اخلاق است
دخترکان منتظر
صداي شيپور
چيزي قل مي خورد
روي آب
شايد
هندوانه بريده اي باشد
يا
اناري درشت
نه
سر بريده زني است
که گيسواني بلند دارد
سر با موج رودخانه
بالا و پائين مي رود
ودخترکي روي موج
ماهي قرمز مي بيند
و ديگري دسته اي گل سرخ
وسومي
اناري شکفته
با دانه هاي درشت ياقوتي
لبخند مي نشيند بر لبان دخترکان
و شلاق بر شانه هايشان
