christmas wreath فرستاده حلقه بزرگی از برگهای کاج و تزئین های رنگی ...امروز امدم ازش تشکر کنم منشی گفت که رفته واشنگتن دی سی این زن ۶۷ سال دارد و ثانیه ای ارام نمی نشیند توی همین یک ماه حداقل سه بار رفته است مسافرتهایی که با هواپیما پنج ساعت طول میکشد تا به مقصد برسی مثل از تهران تا لندن
انوقتها که این زن را ندیده بودم خیال میکردم خیلی پر انرژیم اما وقتی خودم را با او مقایسه میکنم می بینم محیط بگیرو ببند و ناسالم چه بلایی می تواند سر ادمی بیاورد و چطور ادم را نسبت به توانایی های خودش دچار توهم کند ...
ژانویه دارد از راه می رسد مثل همه جای دنیا این جا هم جوری خانه تکانی هست تا دلت بخواهد مردم خرید میکنند و جلوی در خانهها شبها نمایشگاهی از نور و رنگ است با تمام وجودم رفتیم و درخت کاج خریدیم انتخابش با غلامرضا بود که درختی خرید که خانه را نور باران کرده برای جلو ی خانه امان هم سه تا عروسک بزرگ خریدیم که شبها روشن می کنیم عروسکهایی که سرشان راتکان میدهند واواز می خوانند یک گوزن هم در گوشه ی دیگری از باغجه جلوی خانه امان گذاشته ایم . یک خانواده ایرانی را می شناسم که مرد خانه با خریدن کاج مخالفت می کند و اصرار دارد که همان نورزو رابگیرند باهاش حرف زدم گفتم اولا تو و بچه هایت دارید اینجازندگی میکنید دوما اگرمن می توانستم تمام عیدهای د نیا -مال تمام ملیتها را جشن میگرفتم گفتم این وطن دوستی نیست که تو میکنی این حماقت محض است وقتی بچه هایت دارند اینجا درس می خوانند و تو ازتمام امکانات این جا داری استفاده میکنی و توی مملکتت جایی نداشتی و سران مملکتت با نوروز هم مخالفند چطور دلت می اید به بچه هایت سخت بگیری گفتم این نشانه ناتوانی تو در دوست داشتن جهان و مردم جهان است گفتم اگر به تو در ایران قدرتی می دانند چه بسا با چهارشنبه سوری و نو روز هم مخالفت میکردی و ان را نشانه مجوس و گبر بودن می دانستی گفتم زنده باد جهان زنده باد زندگی زنده باد عشق

